دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 16 فروردین 1387
نوشته شده توسط مهدی برای مریم در ساعت 11:41
موضوع: خاطره هامون

سلام

امروز بعد از مدتها باز دارم می نویسم

از خودم

از عشقم

راستی سال نوتون مبارک

تو این عیدی اولاش خویلی خوب بود تقریبا هر روز می دیدمش و با هم حرف می زدیم

اما این اخریاش خیلی بد شد ... رفتن مسافرت...خیلی دلم گرفته بود ... احساس می کردم به پوچی مطلق رسیدم....فقط داریوش گوش می دادمو گریه این شده بود کار هر روزم

خیلی بهش وابسته شدم

اما امروز اومدن ... خوشحالم که برگشتن .... اما دلم می خاد ببینمش ....خیلییییییییییی

تو این چند وقته هم خیلی چیزها فهمیدم ... خیلیییی

عزیزم دوستت دارم بی بهونه

 

دوشنبه 28 آبان 1386
نوشته شده توسط مهدی برای مریم در ساعت 16:20
یکشنبه 20 آبان 1386
نوشته شده توسط مهدی برای مریم در ساعت 16:18
پنجشنبه 17 آبان 1386
نوشته شده توسط مهدی برای مریم در ساعت 19:00
موضوع: حرفامون

این هفته ای که گذشت خیلی خوب بود...چون سعی کردم هر روز ببینمش یعنی از پنجشنبه قبل تا دیشب همش دیدمش و باهاش صحبت می کردم ....خیلی حالم بهتره ... اما الان..................

الان اون شماله قراره که فردا بیان....صب زود اس س داد که داریم میریم...دلم براش یه ریزه شده ...تو این چند روزه خیلی باهاش حرف زده بودم...بیشتر حرفامون همین الان تو ذهنم هست ...

خیلی دوستش دارم....

شنبه 12 آبان 1386
نوشته شده توسط مهدی برای مریم در ساعت 19:08
موضوع: حرفامون

خیلی دلم براش تنگ شده با اینکه هم دیشب پیشش بودمم هم پریشبش اون پیشم بود...

کلی با هم حرف زدیم ... درد و دل کردیم....

دوست دارم همیشه پیشم باشه.....با حضورش خیلی اروم میشم

اما الان کلافه ام ... چون امروز ندیدمش ... گرچه اس مس داده اما......

عزیزم بی نهایت دوستت دارم ... دوریتو نمی تونم تحمل کنم به قران